ايرج افشار
63
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
مغرب بود تسطيح شده و طول تل از شمال به جنوب [ 3 الف ] چهار صد ذرع بود و عرض تل جائى كه منتهاى عرض را دارد يكصد و هشتاد ذرع و الحق در تمام بلدان ايران و ساير امكنه مكانى براى رصد بهتر ازو تصور نمىشود كه افق حقيقى از طرف شرق و غرب بطورى معلوم باشد كه هيچ چيز حايل نباشد . طلوع و غروب ثوابت و سيّار [ ات ] در نهايت خوبى مرئى شود ، و طرف جنوب او نيز حايلى ندارد ، و در شمال اندك حايلى هست ولى مانع اعمال رصديّه نخواهد بود و از عمارت رصد كه بر آن تل ساخته شده چنانكه مويد الدّين در همان رساله مىفرمايد مرا جناب خواجه به ساختن آن عمارت مأمور داشت اگرچه شغل من نبود اما به كراهت مشغول شدم و از اتمام بعضى آلات و ادوات بازماندم ، چيزى باقى نيست و به مرور دهور به كلى منهدم شده ولى در عهد سلطان شهيد الغ بيك بن شاهرخ كه در محروسهء سمرقند بناى رصد نهاد هنوز منبر هندسى در رصدگاه مراغه باقى بود چنانكه كاغذى كه استاد المهندسين غياث الدين جمشيد كاشانى [ 3 ب ] كه جزء اعظم و رئيس رصد سمرقند بود براى پدر خود در مفاخرت تحرير كرده مىگويد : دو حلقه الغ بيك فرموده بودند از برنج ريخته شش گز قطر داشت جهت رصد ميل و رصد آفتاب بر نهج بطلميوس . غافل از آنكه بعد از بطلميوس هر رصد كه كردند انواع وقتها استنباط كردند و از آن حلقهاى كه بطلميوس عمل كرده بودند عدول نمودند . چه آن از خلل خالى نيست و هيچكس معلوم نداشت كه منبر هندسى كه در ميان عمارت رصد مراغه است چيست و از بهر چيست . اين بنده صورت حال به عرض همايون رسانيد و تفاوتى كه به سبب حلقه تواند بود به عرض رسانيد ، و نيز آنكه در زمان عضد الدوله حلقهاى ساخته بودند ده گز قطر داشت و آن را « سدس فخرى » خوانند و عوض آن در رصد مراغه « منبر هندسى » ساخته بودند نصف قطر اين شش گز بود . اين دو حلقه را فرمودند كه شكستند و به آلت ديگر كه بنده گفت ساختند . اين بود كلام غياث الدين جمشيد . درين زمان از منبر و آلت و عمارت رصد [ 4 الف ] چيزى باقى نمانده مگر ديوارهايى كه به جاى خط نصف النهار [ است ] و موازى او و خط مشرق و مغرب فرض كرده علامت وى در نهايت استقامت باقى بود ، و در دور تل آثار بنيان ديوار